تماس با ما   صفحه اصلي   نقشه سایت   انگليسي   العربيه   اردو  
مطالعات فرهنگی > پژوهش های فرهنگی > متغیرهای استراتژیک فرهنگ
نسخه چاپي


متغیرهای استراتژیک فرهنگ
تاريخ:1391
متغير استراتژيك متغيري كلان، ارزشي و حتي الامكان تركيبي و نشان دهندة حوز‌ه‌هاي اصلي برنامه‌ریزی, مواجهه و چالش فرهنگی است. متغیرهای استراتژیک فرهنگی از سويي از ارزش‌ها، مفروضات اساسي و اهداف آرماني نشأت گرفته و از سوي ديگر با توجه به شرايط رقابتي و تهديدات و فرصت ها شكل مي‌گيرند. در این پژوهش, فرهنگ به عنوان فرآورنده عالي ذهن و فرآيند پيچيده و پيشرفته فكر آدمي است که در تمامي كاركردها و كليه مظاهر مادي و معنوي حيات وي تجلي مي يابد و كليت همتافته و بهم پيوسته اي از باورها، فضايل و ارزش‌ها، آرمان ها، دانش ها، هنرها و فنون، آداب و اعمال جامعه را شامل شده و مشخص كننده ساخت و تحول كيفيت زندگي هر ملت است.مبانی نظری این پژوهش حوزه‌ها و متغیرهای گوناگون و متنوعی را در قالبی یکپارچه ارایه می نماید. به طور مشخص مبانی نظری این پروژه از ترکیب اندیشه های امام خمینی در باب معنویت و جهان بینی معنوی و نظریات کارکرد گرایی ساختی پارسونز فراهم آمده است. پارسونز معتقد است كه چهار ويژگي براي هر نظام اجتماعي، ضرورت كار كردي دارد: انطباق,تحقق اهداف، يکپارچگي, حفظ الگو. با تحلیلی نظری و روشی هنجاری متغیرهای اساسی ذیل بازشناسی شده اند: معنویت, نوآوری, مشارکت, عرف و کارآمدی:به عنوان متغیری اساسی و فراگیر نخستین متغیر معنویت است. بر اساس دیدگاه معنویت گرا قانون, طبيعت و جامعه متأثر از یک جهان بيني معنوی است. در سطحی ثانوی و البته پیوسته با سطح فوق الذکراز نظریه "آجیل" (agil) پارسونز و "فاصله قدرت" هافستد, مشارکت را به مثابه متغیری استراتژیک استخراج کرده‌ایم. ایده اصلی آن است که مشارکت از آنرو متغیری استراتژیک است که می تواند فاصله قدرت را کاهش داده و کارویژه يكپارچگي، تحقق اهداف, حفظ الگو و وحدت را در نظام اجتماعی محقق نماید. هر چند نمود بیشتر این بخش بر مشارکت سیاسی است اما باید این را متذکر شد که مشارکت تنها در حوزه سیاست معنا نمی یابد بلکه در حوزه اقتصاد و شکل گیری ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی و... نیز مصداق دارد. یعنی مشارکت در نظام «زيستي يا رفتاري» و در «نظام تشخيصي»، در «نظام اجتماعي» و در «نظام فرهنگي» معنا پیدا می کند. در ادامه استدلال خواهیم کرد که عرف متغیری اساسی در فرهنگ است و نباید آن را رقیب قانون یا شرع یا ارزش ها دانست. عرف می تواند خود هنجارها و ارزش هایی را تولید کند که همسنگ و بلکه فراتر از قوانین عمل نماید. در عین حال عرف عرصه رقابت قدرت های سیاسی است آنچنانکه بازار متغیری استراتژیک در رقابت شرکت ها و بنگاه های اقتصادی و کسب و کار است. در پایان کارآمدی را به عنوان متغیر استراتژیک دیگر مطرح خواهیم نمود. پایه استدلالی اين سخن آن است که ناكارآمدي اجرايي دستگاه‌هاي حكومتي و افزايش نارضايتي از اين دستگاه‌ها، تأثيري مستقيم بر فرهنگ دارد و ازآنرو که تاثیری اساسی بر خودباوری, هویت و غرور ملی دارد یک متغیر استراتژیک است. کلید واژه‌‌ها: متغییر فرهنگی- متغییر استراتژیک- فرهنگ